ایرج جنتیعطایی
ایرج جنتیعطایی واژههایی را نوشت که نسلی از صداهای ایرانی با خود از کشور بیرون بردند. زاده مشهد، مقیم لندن از ۱۳۵۷، و بیش از نیم قرن در یک جا ایستاده است: پشت میز، در گوش دادن به زبان.
مشهد، ۱۳۲۵
نوزدهم دی ۱۳۲۵ در مشهد به دنیا آمد؛ شهری که هزار سال در آن فارسی خوانده و رونویسی شده بود. تایید نشده
دهه پنجاه
در آغاز دهه پنجاه، ترانههایش را شناختهترین صداهای موسیقی ایران میخواندند. در ۱۳۵۱ جایزه فروغ فرخزاد را گرفت. تایید نشده
اهمیت آن جایزه در جایی بود که او را نشاند. ترانه حاشیه ادبیات فارسی نبود. بخشی از آن بود.
با سهولتی مینوشت که سختگیری پشتش پنهان میماند. ترانههای کوتاهی که به احساسهای بلند باز میشدند. واژههای سادهای که پس از یک سطر استعاره میشدند.
تبعید، ۱۳۵۷ — لندن
در ۱۳۵۷ از ایران رفت و از آن پس در لندن زندگی میکند. تایید نشده
تبعید کار را ساکت نکرد. خیابان غایب، نور به یاد مانده، زبانی که روی نوار کاست از مرز گذشت — اینها موضوع شدند، و او بیش از چهل سال از این سو به آن سو نوشته است.
دفتر ترانه
ترانههایش را خوانندگانی ضبط کردهاند که برای بسیاری از شنوندگان، خود ترانه فارسیاند: داریوش، گوگوش، ابی. تایید نشده
برخی عنوانها سالها پیش از صفحه بیرون رفتند و به حافظه مشترک فارسیزبانان وارد شدند. تایید نشده
سند هر اثر — سال، آهنگساز، خواننده، آلبوم — در دفتر آثار نگهداری میشود.
نمایشنامه و شعر
برای صحنه نوشته و دفترهای شعر منتشر کرده است. تایید نشده
در هر قالب یک خلق و خو تکرار میشود: گوشی برای آنکه فارسی در دهان چگونه حرکت میکند، و امتناع از اینکه سادگی را با ساده بودن اشتباه بگیرد.
به قلم خود او
تایید نشده